ب گزارش حیات به نقل از ایرنا، رشتهکوهی پهناور در زاگرس میانی، با طولی بیش از ۱۸۰ کیلومتر و قلههایی فراتر از سه هزار و ۶۰۰ متر، یکی از برجستهترین ارتفاعات ایران است که در تقسیمات کنونی چهار شهرستان بروجرد، سلسله و دلفان لرستان به همراه نهاوند در استان را در بر می گیرد و دامنههای شمالغربی آن تا مرز استان کرمانشاه امتداد دارد.
فعالان محیط زیست بر این باورند در سالهای اخیر، اجاره زمینهای کشاورزی به بهرهبرداران غیربومی برای کشت سیبزمینی، بهویژه همراه با برداشت سنگین از آبهای زیرزمینی و مصرف زیاد کود مرغی، زنگ خطری جدی برای آینده گرین بوده چراکه این شیوه بهرهبرداری ممکن است در کوتاهمدت محصول و سود بیشتری ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند به افت سطح آب، تخریب خاک، کاهش حاصلخیزی زمین، خشکشدن چشمهها، تضعیف مراتع و کاهش تنوع گونههای گیاهی و جانوری منجر شود.
در مقابل، برخی بهرهبرداران و کارشناسان کشاورزی معتقدند کشت برخی محصولات در صورت رعایت سهمیههای برداشت آب، استفاده مدیریتشده از کود، بهرهگیری از روشهای نوین آبیاری و نظارت دقیق، الزاما به تخریب محیطزیست منجر نمیشود.
به باور آنان، اگر چارچوبهای مشخص و قابل پایش اجرا شود، میتوان میان رونق اقتصادی، اشتغال محلی و حفظ منابع طبیعی توازن برقرار کرد، از این منظر، اختلاف دیدگاهها بیش از آنکه بر اصل فعالیت کشاورزی متمرکز باشد، بر نحوه اجرا، میزان نظارت و تضمین رعایت ملاحظات زیستمحیطی تاکید دارد.
شعار محیط زیستی «اقدام محلی برای اثرگذاری در سطح جهانی» به ما یادآوری میکند که حفاظت زمین از همین تصمیمهای محلی آغاز میشود.
امروز حفاظت از گرین، حفاظت از آب و یک اقدام محلی است که اگر بر پایه شناخت، مسوولیت و آیندهنگری نباشد، میتواند منابع حیاتی یک منطقه را در معرض فرسایش و نابودی قرار دهد.
گرین، مسوولیت مشترک ساکنان محلی
فعالان محیط زیست بر این باورند که خشکسالی همیشه تنها نتیجه کاهش بارش نیست؛ گاهی انسان با برداشت بیرویه از منابع آب، منطقه را وارد وضعیتی میکند که میتوان آن را خشکسالی انسانساخت نامید.
در این وضعیت، حتی اگر بارندگی بهطور کامل متوقف نشده باشد، سفرههای زیرزمینی فرصت کافی برای بازسازی پیدا نمیکنند، سطح آب چاهها پایین میرود، چشمهها کمآب یا خشک میشوند، رطوبت خاک کاهش مییابد و مراتع بهتدریج توان طبیعی خود را از دست میدهند.
در همین خصوص یک فعال محیط زیست می گوید: در منطقهای مانند گرین که آب آن تنها متعلق به یک روستا یا دشت نیست، کاهش منابع آبی میتواند پیامدهایی فراتر از محدوده کشت داشته باشد و آسیب به آبخوان و چشمههای دامنههای گرین، میتواند بر کشاورزی، دامداری، باغداری، پوشش گیاهی و حتی آب شرب و زیست روزمره جوامع محلی در مناطق مختلف اثر بگذارد.
سهیل سرمدی افزود: حفاظت از گرین، دفاع از خاک، مرتع، کشاورزی بومی، دامداری، تنوع زیستی و حق نسلهای آینده برای زندگی در سرزمینی سالم و پایدار است.
وی اظهار داشت: هر چاه عمیق، کشت پرآب، مصرف بیرویه کود و هر اجارهنامه بدون ضابطه، تنها یک تصمیم اقتصادی نیست بلکه تعیین آینده آب و خاک منطقه است چراکه آینده محیط زیست در سیاستهای بزرگ جهانی خلاصه نمیشود بلکه در انتخابهای محلی، رفتارهای روزمره و مسئولیتپذیری جمعی شکل میگیرد.
وی با تاکید بر اینکه ادامه حیات گرین نیازمند آگاهی، نظارت، مشارکت مردم و تغییر مسیر از بهرهبرداری کوتاهمدت به حفاظت بلندمدت است یادآور شد:یکی دیگر از نگرانیهای جدی در کشتهای پرمصرف، مسئله تخریب خاک است؛ استفاده زیاد و غیرکارشناسی از کود مرغی و نهادههای شیمیایی، اگر بدون آزمایش خاک، برنامه تغذیهای دقیق و نظارت فنی انجام شود، میتواند پیامدهای زیانباری داشته باشد.
این فعال محیط زیست گفت: افزایش شوری خاک، تجمع نیترات، تغییر ساختار، کاهش کیفیت زیستی خاک و آلودگی منابع آب از جمله خطراتی است که در چنین شرایطی مطرح میشود.
به گفته سرمدی ممکن است زمین در چند سال نخست محصول بیشتری بدهد، اما در ادامه با کاهش حاصلخیزی، افزایش نیاز به کود و آب، فرسایش و افت کیفیت تولید روبهرو می شود و به بیان ساده، خاکی که باید سرمایه چند نسل باشد، ممکن است برای سود چند فصل زراعی فرسوده شود.
وی توضیح داد: این همان نقطهای است که مسئله از سطح کشاورزی فراتر میرود و به موضوعی اجتماعی تبدیل میشود زیرا تخریب خاک، فقط زیان مالک زمین نیست، بلکه تهدیدی برای امنیت غذایی، اقتصاد محلی و حق نسلهای آینده بر زیست در سرزمینی قابل کشت و قابل زندگی است.
این فعال محیط زیست یادآور شد: آب و خاک تنها منابع اقتصادی نیستند بلکه پایههای حیات هستند و وقتی آب زیرزمینی کاهش پیدا کند، چشمهها کمآب شوند و رطوبت خاک پایین بیاید، کل زنجیره حیات در منطقه تحت تاثیر قرار میگیرد که کاهش پوشش گیاهی، تضعیف مراتع، افزایش فرسایش خاک، کاهش غذای حیاتوحش، مهاجرت یا کاهش برخی گونههای جانوری و گیاهی و از بین رفتن زیستگاههای کوچک اما مهم، از پیامدهای چنین روندی است.
سرمدی بیان کرد: در دامنههای گرین، تنوع گیاهی و جانوری بخشی از سرمایه طبیعی منطقه است که نهتنها ارزش زیستمحیطی دارد بلکه با معیشت مردم نیز پیوند خورده است چراکه مراتع، دامداری، باغداری، زنبورداری و حتی گردشگری طبیعی، همگی به سلامت اکوسیستم وابستهاند بنابراین، کشت ناپایدار فقط آب مصرف نمیکند بلکه بهتدریج تعادل اکولوژیک منطقه را نیز بر هم میزند.
چالش کشاورزی در گرین: محدودیت در ضمانتهای اجرایی الگوی کشت
عزتاله نباتی، مدیر جهاد کشاورزی بروجرد نیز با اشاره به ضرورت پایبندی کشاورزان به الگوی مصوب کشت اظهار کرد: الگوی کشت بهصورت قانونی ابلاغ شده است و کشاورزان باید براساس این چارچوب اقدام کنند.
وی افزود: پیگیریهای لازم در خصوص موارد کشت خارج از الگو صورت گرفته اما یکی از چالشهای موجود در این زمینه، محدودیت و ابهامهای موجود در ضمانتهای اجرایی و سازوکارهای قانونی برخورد با برخی تخلفات است.
وی با اشاره به استفاده از کودهای آلی بهویژه کود مرغی، گفت: غنای خاک بروجرد بهگونهای است که استفاده از کودهای آلی اعم از حیوانی و مرغی، در صورت پوسیدگی کامل، میتواند به بهبود شرایط فیزیکی خاک کمک کند.
نباتی افزود: این نوع کودها با افزایش مواد آلی خاک، موجب بهبود ساختار خاک، افزایش قدرت نگهداری آب، کاهش روانآب و در نهایت کاهش فرسایش خاک میشوند و در صورت مصرف اصولی، نقش موثری در ارتقای حاصلخیزی اراضی دارند.
مدیر جهاد کشاورزی بروجرد همچنین درباره کشاورزان مهاجر اضافه کرد: حضور کشاورزان غیربومی لزوما یک پدیده منفی نیست و در صورت مدیریت صحیح میتواند فرصتهایی را برای بخش کشاورزی فراهم کند.
به گفته نباتی بسیاری از این کشاورزان از دانش فنی و تجربه مناسب برخوردار هستند و بخشی از آنان به دلیل فعالیت در مناطق دارای تنش آبی، تجربه استفاده از روشهای بهینه مدیریت مصرف آب را دارند.
وی ادامه داد: این کشاورزان با بهرهگیری از دانش و تجربه خود میتوانند در زمینه استفاده بهینه از منابع آب و افزایش بهرهوری تولید نقش موثری ایفا کنند.
نباتی اضافه کرد: در مواردی که در فرآیند تولید از پلاستیک استفاده میشود، کشاورزان ملزم به جمعآوری بقایای پلاستیکی پس از برداشت محصول هستند و این موضوع مورد پیگیری قرار میگیرد تا از بروز آسیبهای زیستمحیطی جلوگیری شود.
وقتی جامعه محلی آینده خود را اجاره میدهد
از منظر اجتماعی، اجاره زمین به بهرهبرداران غیربومی برای کشتهای پرآببر،میتواند نشان دهنده تغییر رابطه مردم محلی با زمین باشد.
در همین خصوص پروین زمانی جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی می گوید: زمین برای جامعه روستایی، تنها یک دارایی قابل اجاره نیست بخشی از حافظه، هویت، معیشت و آینده خانوادههاست.
وی افزود: وقتی زمین برای چند سال به شیوهای پرمصرف و فرساینده زیر کشت میرود، ممکن است مالک در کوتاهمدت درآمدی به دست آورد اما در بلندمدت با زمینی کمبازدهتر، آبی محدودتر و محیطی شکنندهتر روبهرو شود.
وی گفت: به همین دلیل، جامعه محلی در چنین شرایطی با یک دوگانه دشوار درآمد فوری امروز یا پایداری زندگی فردا مواجه است که اگر سیاستگذاری، آگاهی عمومی و نظارت نهادی وجود نداشته باشد، فشارهای اقتصادی ممکن است مردم را به سمت تصمیمهایی سوق دهد که در ظاهر سودآور، اما در عمل به معنای فروش تدریجی سرمایه طبیعی منطقه هستند.
این فعال اجتماعی با بیان اینکه حفاظت از گرین به معنای مخالفت با کشاورزی یا معیشت مردم نیست تاکید کرد: مسئله اصلی، نوع کشاورزی و میزان سازگاری آن با ظرفیت آب و خاک منطقه است.
به گفته زمانی برای جلوگیری از تشدید بحران، چند اقدام ضروری شامل تعیین الگوی کشت متناسب با منابع آب منطقه، محدودسازی کشتهای پرآببر در مناطق حساس، نظارت بر برداشت چاهها و منابع زیرزمینی، الزام به آزمایش خاک و مدیریت علمی مصرف کود،آموزش کشاورزان و مالکان محلی درباره پیامدهای بلندمدت اجارههای پرخطر، ورود شورا، دهیاری، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست به موضوع و حمایت از کشتهای کمآببر و معیشتهای جایگزین پایدار، ضروری است.
این پژوهشگر اجتماعی گفت: چنین اقداماتی زمانی موثر خواهد بود که مردم محلی نه بهعنوان مانع توسعه، بلکه بهعنوان حافظان اصلی سرزمین دیده شوند چراکه هیچ برنامه حفاظتی بدون مشارکت جامعه محلی موفق نخواهد شد.
زمانی افزود: اگر در دامنههای گرین درباره نوع کشت، میزان برداشت آب، مصرف کود و نحوه اجاره زمین تصمیمهای مسوولانه گرفته شود، اثر آن تنها در یک مزرعه باقی نمیماند و تصمیمها میتواند به حفظ آب، خاک، چشمهها، مراتع، تنوع زیستی و امنیت معیشتی چند شهرستان کمک کند.
وی یادآور شد: در مقابل، اگر منابع آب و خاک گرین صرف سود کوتاهمدت شوند پیامدهای آن نیز فقط محلی نخواهد بود و کاهش آب زیرزمینی، تخریب خاک، تضعیف مراتع و از بین رفتن زیستگاهها میتواند آینده زیستی و اقتصادی منطقهای گسترده را تهدید کند.
گرین؛ اکوسیستم هویتی زاگرسنشینان
دکتر علی رضائیان، مدرس دانشگاه لرستان نیز با اشاره به ابعاد هویتی کوه گرین اظهار کرد: گرین صرفا یک کوه یا پدیده طبیعی و جغرافیایی نیست بلکه بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی زاگرسنشینان به شمار میآید و در شکلگیری هویت ساکنان این منطقه نقش مهمی ایفا کرده است.
وی با اشاره به مولفههای هویتبخش نظیر زبان، سرزمین، تاریخ و جغرافیا افزود: گرین به عنوان یک عنصر هویتساز، جایگاهی فراتر از یک محدوده جغرافیایی دارد و در حافظه تاریخی و فرهنگی ساکنان منطقه ریشه دوانده است.
این پژوهشگر اجتماعی گرین را یک «اکوسیستم هویتی» توصیف کرد و بیان داشت: اکوسیستم به معنای شبکهای از عناصر بههمپیوسته و وابسته به یکدیگر است که در طول زمان تداوم یافته و بر زندگی ساکنان خود اثر گذاشتهاند و عوامل انسانی و غیرانسانی در تعامل مستمر با یکدیگر قرار دارند.
رضائیان با اشاره به جایگاه تاریخی گرین در میان ساکنان زاگرس هشدار داد: حضور پررنگ گرین در خاطره جمعی مردم، ترانههای محلی، افسانهها و ادبیات عامه، نشاندهنده پیوند عمیق فرهنگی و اجتماعی مردم با این زیستبوم ارزشمند است و بهرهبرداری بیرویه از منابع این منطقه میتواند پیامدهای گسترده اجتماعی و زیستمحیطی به همراه داشته باشد.
به گفته این مدرس دانشگاه، مردم این منطقه در گذشته با تکیه بر کشاورزی سنتی و در چارچوب نوعی همزیستی پایدار با طبیعت زندگی میکردند اما در سالهای اخیر برخی بهرهبرداریهای فراتر از ظرفیت اکولوژیک منطقه، آسیبهای جدی به منابع طبیعی وارد کرده است.
رضائیان با تاکید بر اصول توسعه پایدار افزود: انسانها حق بهرهبرداری از منابع طبیعی را دارند اما این حق باید با حفظ محیط زیست و رعایت حقوق نسلهای آینده همراه باشد در حالیکه برخی شیوههای کنونی بهرهبرداری، الزامات زیستمحیطی و حقوق آیندگان را در نظر نمی گیرند.
وی یکی از مهمترین پیامدهای این روند را تهدید منابع آب زیرزمینی دانست و اظهار کرد: گسترش کشت محصولات آببر و استفاده غیراصولی از کودهای شیمیایی میتواند به کاهش سطح آبهای زیرزمینی، تخریب خاک، خشک شدن زمینهای کشاورزی و بروز پدیده فرونشست منجر شود.
وی با اشاره به وضعیت منابع آبی کشور گفت: از مجموع ۶۰۹ دشت ایران، بخش قابل توجهی با بحران آب و صدها دشت کشور نیز با پدیده فرونشست مواجه شدهاند که علاوه بر آثار زیستمحیطی، پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز در پی دارد.
رضائیان تاکید کرد: تخریب منابع آب و خاک میتواند انسجام اجتماعی جوامع محلی را تهدید کند چراکه هرگاه منابع حیاتی کاهش یابد، زمینه بروز تنشها و تعارضات اجتماعی بر سر دسترسی به منابع فراهم میشود و همزیستی مسالمتآمیز میان ساکنان آسیب میبیند.
این تحلیلگر اجتماعی، مهاجرت را از دیگر پیامدهای این وضعیت دانست و افزود: تشدید بحران آب میتواند روستاییان را ناگزیر به مهاجرت کند که این روند علاوه بر تضعیف کشاورزی سنتی و کاهش جمعیت روستاها، در شهرها نیز به گسترش حاشیهنشینی و افزایش آسیبهای اجتماعی منجر خواهد شد.
رضائیان با تاکید بر مسوولیت اجتماعی همه ذینفعان گفت: خبرنگاران، پژوهشگران، کشاورزان، برنامهریزان و سیاستگذاران همگی در قبال حفظ اکوسیستم گرین مسئولیت دارند تا با افزایش حساسیت عمومی و تدوین قوانین و سازوکارهای بازدارنده از بهرهبرداریهای مخرب جلوگیری شود.
وی خاطرنشان کرد: هرگونه غفلت در حفاظت از این اکوسیستم ارزشمند، میتواند پیامدهایی فراتر از تخریب محیط زیست داشته باشد و ساختار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی منطقه را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
انتهای پیام//
نظر شما